درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آرشیو
۱۳۸٩/٧/۱٧
۱۳۸٩/٤/٥
۱۳۸٩/۳/۸
۱۳۸۸/٩/٢۸
۱۳۸۸/٧/٤
۱۳۸۸/٦/٢۸
۱۳۸٧/۱٢/۱٧
۱۳۸٧/٤/۸
۱۳۸٧/۳/٤
۱۳۸٧/٢/٢۸
۱۳۸٧/٢/٢۱
۱۳۸٦/۳/٢٦
۱۳۸٦/۳/٢٦
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/۳/۱٢
۱۳۸٦/۳/٥
۱۳۸٦/٢/٢٩
۱۳۸٦/٢/٢٢
۱۳۸٦/٢/۱٥
۱۳۸٦/٢/۸
۱۳۸٦/٢/۱
۱۳۸٥/۱۱/٢۱
۱۳۸٥/۱۱/٧
۱۳۸٥/۱٠/٢۳
۱۳۸٥/۱٠/٢۳
۱۳۸٥/٩/۱۱
۱۳۸٥/٩/٤
۱۳۸٥/۸/۱۳
۱۳۸٥/٦/٢٥
۱۳۸٥/٦/٢٥
۱۳۸٥/٦/٤
۱۳۸٥/٥/٢۸
۱۳۸٥/۳/۱۳
۱۳۸٥/۳/٦
۱۳۸٥/٢/۱٦
۱۳۸٥/٢/٩
۱۳۸٥/۱/٢٦
۱۳۸٤/۱٢/۱۳
۱۳۸٤/۱۱/۱٥
۱۳۸٤/۱٠/٢٤
۱۳۸٤/٩/٢٦
۱۳۸٤/٩/٥
۱۳۸٤/٩/٥
۱۳۸٤/۸/٢۸
۱۳۸٤/۸/٢۸
۱۳۸٤/۸/٢۱
۱۳۸٤/٧/۱٦
۱۳۸٤/٧/٩
۱۳۸٤/٧/٢
۱۳۸٤/٦/۱٢
۱۳۸٤/٦/٥
۱۳۸٤/٦/۱٢
۱۳۸٤/٦/٥
۱۳۸٤/٥/٢٩
۱۳۸٤/٥/٢٩
۱۳۸٤/٥/۱
۱۳۸٤/٤/٢٥
۱۳۸٤/٤/۱۸
۱۳۸٤/٤/۱۱
۱۳۸٤/٤/٤
۱۳۸٤/٤/۱۱
۱۳۸٤/۳/۱٤
۱۳۸٤/٢/۳۱
۱۳۸٤/٢/۱٧
۱۳۸٤/٢/۱٧
۱۳۸٤/٢/۱٠
۱۳۸٤/٢/۳
۱۳۸۳/۱٢/۱٥
۱۳۸۳/۱٢/۸
۱۳۸۳/۱٢/۸
۱۳۸۳/۱۱/٢٤
۱۳۸۳/۱۱/۱٧
۱۳۸۳/۱۱/۱٠
۱۳۸۳/۱۱/۳
۱۳۸۳/۱٠/٢٦
۱۳۸۳/٩/٢۱
۱۳۸۳/٩/۱٤
۱۳۸۳/٩/٧
۱۳۸۳/۸/۳٠
۱۳۸۳/۸/٢۳
لینک دوستان
واکس زرد
tashbad
خدا هم هست
فانوسک خيال
غروب سياه
قاط موقت
مارمولک
استامینوفن
اسکیزوفرنی
چیزی میان دو فریم
غرور صورتی
غرور صورتی
پای صحبت یک هویج بنفش
قلب یخی
مکتوب
وحشی
اينجا داستان
شايدم خدا
هيچ کس باور نکرد
برای چشمهایت
فردا...اسمان از آن توست
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0

لوگوی دوستان

اینجای داستان را نخوانده بودم رکب خوردم.نمیدانم چه میکنم چه می گویم
این امروز وفرداهایم دیگر شبیه هیچ امروز و فردایی نیست
تکرار نمی شوند فقط پیچک وار در روحم می خزند مرا می بوسند می بویند و می مانند
این روزها روزهای خوبی نیستند
تلخند و عبوس.. من و این روزها عجیب با هم مانوس شده ایم.عجیب
ان که دیروز قهرمان داستان های کودکیم بود و الان در این زمانه گستاخ تر از من پشتیبانم
ندانسته خویشتنم را شکست...دیگر خویشتنیم از یاد رفته و دچار بودن شده ام...
نمیدانم؟!!!
گاه می اندیشم شکر وجودش یا نفرین نبودم
...بوی خاک نم خورده میدهی
با تمام وجود
تو را
من
نفس می کشم
...در نفس های به شماره افتاده ام
نگاهی سر می خورد
شبیه هیچ چیز از زمان بود توست
...
به سلامتی تو! یه دریا تکیلا!
به سلامتی تو! تمام ودکاها...
به سلامتی تو! طلای ویسکی ناب!
به سلامتی تو! گیلاس سرخ شراب!
سرگیجه های خوب به سلامتی تو!
یه کانتینر مشروب به سلامتی تو!
به سلامتی تو!
تویی که این جا نیستی!
تویی که حتا پشته،
این استکان ها نیستی!
به سلامتی تو! مستی زیر رگبار!
لکنت و ترانه... پا به پای گیتار!
به سلامتی تو! تلوتلو خوردن!
تمام دنیا رو از یاد خود بردن!
عرق سگی، آبجو، به سلامتی تو!
هق هق دور از تو، به سلامتی تو!
به سلامتی تو!
تویی که این جا نیستی!
تویی که برعکس من،
غمگین و تنها نیستی!
پس کنار خیال تو خواهم ماند! مگر فاصله من و خاک، چیزی بیش از چهار انگشت گلایه است،
...
گلوی مرغ سحر را بریده اند و هنوز در این شط شفق آواز سرخ او جاری است
...
دگمه کتم که اُفتاد ، تازه فهمیدم که نیستی !
تو از اولم نبودی ، ته قصه هم که نیستی !
دگمه کتم که افتاد ، جای خالی تو رویید !
نبض ناکوک ترانه ، عطر بی عطرتُ بویید !
مهربون نبودی اما ، تو رُ مهربون نوشتم !
با غروب تو فرو ریخت قصر پوک سر نوشتم !
تو چه کم بودی ، عزیزم ! سایه من از تو سر بود !
سایه بود اما همیشه ، از سقوطم با خبر بود !
تو که با خبر نبودی من کجا زانو شکستم !
تو ندونستی که دل رُ به کدوم حادثه بستم !
برو ! ای همیشه بی من ! من نمی شکنم دوباره !
بودنُ نبودن تو ، واسه من فرقی نداره !
«یغما گلرویی»
...
خدایا به درازی شب هایت به روشنی روزهایت به تمام ابی های مقدس بی کران جهان ولع در اغوش کشیدن و بوسیدنت را دارم ان چنان می خواهمت که در بوی عطر نفس های جاودانه ات همچون مرغان دریای بر فراز اسمان ابیت غوطه ور بشوم که چون تو خوب بی نهایتی.که تو همانی که ابی دریایم را به من بخشیدی تو را بر هر چیزی شکر می گویم خدایی که فقط سهم منی.
همچنین باد
انقدر یک دوست برایم ارزوی دریایی بودن کرد تا عاقبت اسیر چشمهای دریا شدم
...
روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالاتره نه واسه اینکه خداست فقط به این خاطره که دستت رو بگیره.
گرم یادم اری یا نه
من از یادت نمی کاهم
...
چشمان آبی تو راه رسيدن من به خداست
...
خدای من برس به دادم
...ماهی شده بود باورش
تور اگه بندازن سرش
می شه عروس ماهیا!
شاه ماهی می شه همسرش
ماهیه باورش نبود
تور اگه بندازن سرش
نگاه گرم ماهیگیر،
می شه نگاه آخرش!
...
مداد ابی ميخوام اخه می خوام خدا رو بکشم
...